تبلیغات
((خبر و هنر)) - تار
دوشنبه 8 تیر 1388

تار

   نوشته شده توسط: پریزاد ...    

تار

شب شهر رابلعید ، نامت بر زبان هایی...

مرگ تو در دستور کار پاسبان هایی-

که دور میدان جمع بودند و نمی دیدند

رد می شوی در خیل خندان جوان هایی

رد می شوی رد می شوی رد می شوی اما

رد تو را پوشانده خون و استخوان هایی -

که از سگان کشته ی این دور و بر مانده.

شلیک کن سمت سیاسی ها همان هایی -

که دور میدان ایستاده اند مدت هاست.

شلیک کن! بگذار مثل یک چریک پیر

در ذهن ها بر جا بمانی با نشان هایی-

از زخم و ترکش های پی در پی که می دانم

فردا سیاسی ها تو را هم دور می ریزند